تبليغاتX
و ناگهان چقدر زود دیــــــــــــر می شود

و ناگهان چقدر زود دیــــــــــــر می شود

آیا خدا برای بنده اش کافی نیست....؟!

بــــــــــــــــاران
باران ميبارد به دعاي كداممان نميدانم ...

 من همين قدر ميدانم باران صداي پاي اجابت است

و

 خدا با تمام بزرگيش دارد ناز ميخرد ...

 پس نياز كن ...


[ جمعه 1391/02/15 ] [ 4:51 بعد از ظهر ] [ ضحی ] [ ]
روی ماه خداوند را ببوس...
خداوند برای هرکس همونقدر وجود داره که او به خداوند ایمان داره این یک رابطه ی دو طرفه س.


خداوند بعضی ها نمی تونه حتی یک شغل ساده برای مومنش دست و پا کنه یا زکام ساده ای رو

بهبود بده چون مومن به چنین خداوندی توقع ش از خداوندش از این مقدار بیش تر نیست.


خداوند آن شبانی که با موسی مجادله می کرد البته با خداوند موسی و ابراهیم همسنگ نیست و

خداوند ابراهیمی که از شدت ایمان در آتش میره یا تیغ بر گلوی فرزندش می کشه البته که از خداوند

آن شبان بزرگ تر و قوی تره اما حتی چنین خداوندی هم در برابر خداوند علی (ع) به طرز غریبی کوچیکه.


اگه ابراهیم برای تکمیل ایمانش محتاج معجزه ی بازسازی قیامت بر روی زمین بود یا موسی محتاج

تجلی خداوند بر طوره علی (ع) لحظه ای در توانایی و اقتدار خداوندش تردید نکرد و همواره می گفت

که اگر پرده ها برچیده شوند ذره ای بر ایمان او افزوده نخواهد شد.


خداوند علی (ع) بی شک بزرگترین خداوندیه که میتونه وجود داشته باشه.


ما اگه بتونیم به گوشه ای از دامن علی (ع) چنگ بزنیم رستگار شده ایم اما برای کسی که ایمان

نداره متاسفانه خداوندی هم وجود نداره...


پ ن:قسمتی از کتاب "روی ماه خداوند را ببوس" از مصطفی مستور....




ادامه مطلب
[ جمعه 1391/02/08 ] [ 7:24 بعد از ظهر ] [ ضحی ] [ ]
بر مشام جان رسد بویی غریب از کوچه ها...
**شکست از کمر با لگد ساق گل...خزان گشته گل,گلپر افتاده بود....

علی مرد آنجا که در پیش در,همه هستی حیدر افتاده بود....


جایی از بدنت شکسته شده....؟

اگر استخوان انگشتت بشکند چه حالی پیدا می کنی؟

.

.

.

.

حال اگر استخوان سینه ات بکشند....


پ ن:تو ببخشا که اگر صورت من نیلی نیست

                                                  پلک سالم دارم

بازو و پهلوی من بی درد است....

[ دوشنبه 1391/02/04 ] [ 12:15 بعد از ظهر ] [ ضحی ] [ ]
چند راه خود سازی و اوج گرفتن به سوی خدا
-هر روز صبح:به محض بیدار شدن از خواب به سجده رفته و سجده شکر بجا آوریم و روزمان را با یاد خدای کریم آغاز کنیم سپس یکبار آیه 129سوره مبارکه توبه را  بخوانیم:


حَسْبِيَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَکَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظيمِ

خدا براى من کافى است. معبودى جز او نیست. تنها بر او توکّل کرده ام و او صاحب آن عرش بزرگ است

 
-هر روز صبح:14 بار صلوات 14 بار سوره مبارکه کوثر یک بار سوره مبارکه فلق یک بار سوره مبارکه ناس را بخوانیم تا وجودمان مبارک شده و غم و اندوه از ما دور گردد.

-نماز:نماز هایمان را اول وقت و حتی الامکان به جماعت و در مسجد بخوانیم و بعد از هر نماز به سجده رفته و بگوییم:


 یا الله(10 بار)     الْحَمْدُ لِلَّه(10 بار)     اَستَغفِرٌالله(10 بار)

-ذکر یونسیه:خواندن 5 بار ذکر یونسیه (سوره مبارک انبیا آیه 87)در سجده بعد از هر نماز بسیار مشکل گشاست:


لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّي کُنْتُ مِنَ الظَّالِمينَ

الها خدایی به جز ذات یکتای تو نیست تو پاک و منزهی و من از ستمکارانم


-نماز شب:برای برآورده شدن حاجات مهم خواندن یک سال نماز شب معجزه می کند بعد از نماز شب به سجده رفته و 100 بار یا اللَّه بگوییم و سپس حاجت خود را از خدای بزرگ و رحمن بخواهیم.

-سوره انعام:برای نجات از سرگردانی آیه های 151 و 152 سوره انعام را با ترجمه حفظ کرده و به دیگران تعلیم دهیم تا خداوند مشکل خودمان را حل کند.


برای سلامتی و تعجیل در ظهور آقا امام زمان (عج )صلوات

[ پنجشنبه 1390/10/29 ] [ 1:50 بعد از ظهر ] [ ضحی ] [ ]

بسم رب الشهدا...

در تفحص شهدا ، دفترچه یادداشت یک شهید ۱۶ ساله پیدا شد که گناهان هر روزش را در آن یادداشت می کرد،گناهان یک روز او این ها بود:


1 . سجده نماز ظهر طولانی نبود 2 .  زیاد خندیدم ۳ . هنگام فوتبال شوت خوبی زدم که از خودم خوشم آمد.

راوی در سطر آخر اضافه کرده بود که: دارم فکر می کنم چقدر از یک پسر ۱۶ ساله کوچکترم !!!

       راستی گناهان ما چیه ؟؟ تو یک دفتر 100برگ جا میشه؟؟

شادی روح شهدا صلوات . . .

[ یکشنبه 1390/09/27 ] [ 11:48 بعد از ظهر ] [ ضحی ] [ ]
تمام مصیبت ها با یاد کربلا بی اثر می شوند.....
**کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

همه روزها عاشورا و همه سرزمین ها کربلاست....

پس بگرد و در خودت حسین را پیدا کن....



اومد پيشم حالش خيلي عجيب بود فهميدم با بقيه فرق ميکنه

گفت :حاج آقا يه سوال دارم که خيلي جوابش برام مهمه

گفتم :چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال ميشم بتونم کمکتون کنم

گفت: دکترا گفتن دارم می میرم

گفتم: يعني چي؟

گفت: همین دیگه گفتن دارم ميميرم

گفتم: دکتر ديگه اي، خارج از کشور؟

گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاري نميشه کرد.

گفتم: خدا کريمه، انشاله که بهت سلامتي ميده

با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بميرم خدا کريم نيست؟

فهميدم آدم فهميده ايه و نميشه گول ماليد سرش

گفتم: راست ميگي، حالا سوالت چيه؟

گفت: من از وقتي فهميدم دارم ميميرم خيلي ناراحت شدم از خونه بيرون نميومدم

کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن

تا اينکه يه روز به خودم گفتم تا کي منتظر مرگ باشم

خلاصه يه روز صبح از خونه زدم بيرون مثل همه شروع به کار کردم

اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار اين حال منو کسي نداشت

خيلي مهربون شدم، ديگه رفتاراي غلط مردم خيلي اذيتم نميکرد

با خودم ميگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن

آخه من رفتني ام و اونا انگار نه

سرتونو درد نيارم من کار ميکردم اما حرص نداشتم

بين مردم بودم اما بهشون ظلم نميکردم و دوستشون داشتم

ماشين عروس که ميديم از ته دل شاد ميشدم و دعا ميکردم

گدا که ميديدم از ته دل غصه ميخوردم و بدون اينکه حساب کتاب کنم کمک ميکردم

مثل پير مردا برا همه جونا و آرزوي خوشبختي ميکردم

الغرض اينکه اين ماجرا منو آدم خوبي کرد و ناز وخوردني شدم

حالا سوالم اينه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آيا خدا اين خوب شدن و

قبول ميکنه؟

گفتم: بله، اونجور که يادگرفتم و به نظرم ميرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزيزه

آرام آرام آرام خدا حافظي کرد و تشکر داشت ميرفت گفتم: راستي نگفتي چقدر وقت داري؟

گفت: معلوم نيست بين يک روز تا چند هزار روز!!!

يه چرتکه انداختم ديدم منم تقريبا همين قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه بيماريت چيه؟

گفت: بيمار نيستم!

هم کفرم داشت در ميومد وهم ازتعجب داشتم شاخ دار ميشدم گفتم: پس چي؟

گفت: فهميدم مردنيم، رفتم دکتر گفتم: ميتونيد کاري کنيد که نميرم گفتن: نه گفتم: خارج چي؟ و باز گفتند : نه! خلاصه حاجي

مارفتني هستيم کي ش فرقي داره مگه؟باز خنديد و رفت و دل منو با خودش برد.

http://www.salat.ir/ghaf.php

گشته ماه اشک و زاری تسلیت یا صاحب الزمان

کاش می شد نبینی آقا عمه را قامت کمان

هر دو چشم عمه زینب سوی دشت کربلاست

گوئیا این سرزمین در پیش چشمش آشناست

این زمین بوی جدایی می دهد برادر من

این نگاه خسته تو برده صبر و طاقت من

هر گلی یه بویی داره عطر تو چون فاطمه ست

یا علی مدد برادر، زیر لب های من زمزمه ست


ادامه مطلب
[ شنبه 1390/09/05 ] [ 7:5 بعد از ظهر ] [ ضحی ] [ ]
سبد صفات!
انسان‌ها به شیوه هندیان بر سطح زمین راه مى‌روند.

با یک سبد در جلو و یک سبد در پشت.

در سبد جلو, صفات نیک خود را مى‌گذاریم. در سبد پشتی, عیب‌هاى خود را نگه مى‌داریم.

به همین دلیل در طول زندگى چشمانمان فقط صفات نیک خودمان را مى‌بیند و عیوب همسفرى که جلوى ما حرکت مى‌کند.

بدین گونه است که درباره خود بهتر از او داورى مى‌کنیم، غافل از آن که نفر پشت سرى ما هم به همین شیوه درباره ما مى‌اندیشد....

 

پ.ن:در داوری در مورد دیگران عموم مردم بی آنکه مزدی دریافت کنند، اضافه کاری می کنند....

[ سه شنبه 1390/06/29 ] [ 5:0 بعد از ظهر ] [ ضحی ] [ ]
......؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

**وَلَئِنْ أَذَقْنَا الإِنْسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَيَئُوسٌ كَفُورٌ (9/هود)

و اگر از جانب خود رحمتى به انسان بچشانيم، سپس آن را از وى سلب كنيم بسيار مأيوس مى‏ شود و كفران مى‏ ورزد....


**وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاء بَعْدَ ضَرَّاء مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئَاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ(10/هود)

و اگر پس از محنتى كه به او رسيده نعمتى به او بچشانيم،حتما خواهد گفت: گرفتارى ها از من دور شد [و ديگر بر نمى‏گردد] به راستى او سرمست و فخر فروش است....


 

[ چهارشنبه 1390/06/16 ] [ 9:47 بعد از ظهر ] [ ضحی ] [ ]
و چشمانت با من گفتند فردا روز دیگریست......
گاهے دلمـ از ـهر چه آدمـ است مے گیرد...!

گاهے دلمـ دو کلمه حرف مهربانانه مےخواهد...!


نه به شکل ِ دوستت دارم و یا نه بــ ِ شکل ِ بے تو مے میرمـــ...!


ساده شاید ، مثل دلتنگ نباش...
فردا روز دیگر ے ست !
[ پنجشنبه 1390/05/13 ] [ 5:57 بعد از ظهر ] [ ضحی ] [ ]
بر بـــــــــــام بیداری
هر جمعه قول میدهم آدم شوم ولی

هم عهد خویش هم دلتان را شکسته ام


کسی را که در خواب عمیق است دیده اید؟


وقتی می خواهند بیدارش کنند,

تکانی می خورد و با چشم بسته می گوید بیدارم.

حال آنکه....

راستی ما بیداریم؟


مولایمان مارا بیدار می داند یا خواب؟

آیا تا بحال کاری برای خشنودی مولایمان انجام داده ایم؟

تا بحال گناهی را برای دل مولایمان ترک کرده ایم؟

در روز چند مرتبه مولایمان را یاد می کنیم؟

اصلا یادش می کنیم؟

آخرین جمعه ای که دعای ندبه را خواندیم کدام هفته بود؟

چندین بار در قنوتمان برای فرج و سلامتیش دعا کرده ایم؟

اصلا تا بحال برای مولایمان دعا کرده ایم؟

براستی تا بحال از خود پرسیده ایم که اگر این جمعه ندای  "انا المهدی"

 را درک کردیم، چه پاسخی داریم برای سوال های بی جواب مولا ؟!!!

 

نه دل به حال او مي‌سوزانيم!

نه غصه خودمان را مي‌خوريم!

 

امام زمان(عج):براي فرج من زياد دعا كنيد اين باعث گشايش شما هم هست.

بياييد براي آن مظلوم كاري كنيم، بياييد بيش از اين شرمنده از كوتاهيمان نسبت به آن جانشين خدا در زمين نباشيم.

..........

من ماه آبان یه طرحی رو گذاشتم که دوستان زیادی شرکت کردن اما فقط یک نفر ادامه داد و هنوز هم ادامه میده.دوباره تصمیم گرفتم این طرح رو بزارم به امید زیاد شدن تعداد یاران امام عصرمون...:

امام صادق (ع):هرکس چهل صبح دعای عهد را بخواند از یاران قائم ما باشد و اگر پیش ظهور آن حضرت بمیرد،خداوند او را از قبر بیرون می آورد که خدمت آن حضرت باشد و خداوند به هر کلمه از این دعا،هزار حسنه به او کرامت فرماید،و هزار گناه را از او محو کند....


بدست آوردن خشنودی خدا و اولیای و انبیاش،کار سختی نیست....فقط یه کم باید گناهانمونو کم بکنیم تا بتونیم این خشنودی رو بدست بیاریم..... 

برای همین تصمیم گرفتم تو این پست همه با هم خوندن دعای عهد رو شروع کنیم .... 

تو این چهل صبح،انجام هر گناهی باعث فراموشیه خوندن این دعاو شکستن عهدمون با امام زمان میشه و باید دوباره این چهل روز رو از اول شروع کنیم....

بعد از این چهل روز اونقدر گناهانمون کم میشه که دعای عهد رو برای همیشه هر صبح میخونیم....

بهترین وقت خوندن این دعا بعد از نماز صبح تا یکی دو ساعت بعد از طلوع آفتابه(ولی اگر شیطون باعث شد تو اون زمان از یادتون بره تا قبل از اذان ظهر هم میتونید بخونید).....

برای اینکه تا اون جایی که بشه خوندنشو فراموش نکین این دعا رو کنار موبایلتون بزارین،چون اکثریت ما صبح که پا میشیم میریم سراغ موبمون .....این جوری کمتر فراموشتون میشه....

****حتما یک بار این دعا رو با معنی بخونید.....

خوندن این دعا رو از صبح سه شنبه یعنی ۲۸/۴/۹۰ شروع میکنیم....

 

پ ن:هیچ اجباری برای شرکت در این دعا نیست و فقط به این بستگی داره که ما سعادت خوندن این دعا رو  داشته باشیم یا نه!؟


 

[ جمعه 1390/04/24 ] [ 5:20 بعد از ظهر ] [ ضحی ] [ ]
آرامـــــــش
خدای مهربانم....!ای عزیز تر از جانم....!

 من که از کوی تو بیرون نرود پای خیالم!

نکند فرق به حالم!

چه برانی!

چه بخوانی!

چه به اوجم برسانی!

چه به خاکم بکشانی!

"نه من آنم که برنجم"

"نه تو آنی که برانی"

 

•.ღ.•هر وقت برای آخر خودت ترسیدی اولت را یاد کن که هیچ نبودی و خداوند تو را

ایجاد کرد و به اینجایی که هستی رسوند.آخر هم خدا همان خداست...

 

•.ღ.•با خدا گل یا پوچ بازی کنی ،همیشه برنده میشی....

چون خدا هردو دستش پره....

 

•.ღ.•وقتی چترت خداست،

بگذار ابر سرنوشت هرچه می خواهد ببارد•.ღ.•

[ پنجشنبه 1390/04/16 ] [ 8:28 بعد از ظهر ] [ ضحی ] [ ]
چه کسی می گوید....

..........!

..........!

...........!

چه کسی می گوید:

که گرانی شده است؟

دوره ارزانیست!

چه شرافت ارزان!

تن عریان ارزان!

آبرو قیمت یک تکه نان....!

و دروغ از همه چیز ارزانتر!

 وچه تخفیف بزرگی خورده، قیمت هر انسان....!

[ یکشنبه 1390/03/29 ] [ 0:9 قبل از ظهر ] [ ضحی ] [ ]